پس از سالهای بی تو
وقتی پنجه بر پنجره های ابری می سایم
چیزی نمی بینم.جز دیوار
تکرارو.....
انتظار که در خم کوچه نشستند
می ترسم حالا که بی تاب تر از آخرین قطره باران و اولین شکوفه بهارم
باز نیامدنت را ببینم
با اینهمه زمستان امسال هم بی تو گذشت
تا ابری نیامده.بگو
با قرارهای هنوز منتظر چه باید کرد!!!


