زندگي آدمي

جماعتي از بهلول سؤال کردند که: مي تواني بگويي زندگي آدميان مانند چيست؟

بهلول در جوابشان گفت:

 زندگي مردم مانند نردبان دو طرفه است،

که از يک طرفش سن آنها بالا مي رود و از طرف ديگر زندگي آنها پائين مي آيد.!

 ...............................................................

شرح جهنم

روزي بهلول بالاي منبر به شرح و بسط بهشت پرداخته مفصلاً در اين باب صحبت کرد،
 
 به طوريکه حوصله عده اي از مستمعين سرآمد.

فضولي از مستمعين فرياد زد، اي بهلول :

از بهشت گفتي، مقداري هم از جهنم تعريف کن.

بهلول جواب داد: جهنم را احتياج نيست براي شما شرح دهم، زيرا جهنم را با چشم خواهيد ديد.!

........................................................................

بر بالين مريض

يکي از دوستان ثروتمند بهلول را مرگ فرا رسيد، در بستر افتاده و ناله مي کرد.

بهلول بر بالينش حاضر شد، مريض گفت:

حضرت شيخ! نمي دانم امشب را چگونه به صبح برسانم.

بهلول گفت: مطمئن باش که به صبح نخواهي رسيد.!

...................................................................... 

وجه  تشابه

شخص ثروتمندي خواست بهلول را در ميان جمعي به مسخره بگيرد.
 
 به بهلول گفت: هيچ شباهتي بين من و تو هست؟

بهلول گفت: البته که هست.

مرد ثروتمند گفت:

چه چيز ما به همديگر شبيه است، بگو! بهلول جواب داد:

 دو چيز ما شبيه يکديگر است،

يکي جيب من و کله تو که هر دو خالي است و ديگري جيب تو و کله من که هر دو پر است.!